گزیده ی تاریخ و ادبیات آذربایجانی - AZƏRBAYCAN TARİX VƏ ƏDƏBİYYATINDAN SEÇİLMİŞLƏR

آذربایجان تاریخ و ادبیاتیندان ، سئچیلمیشلر

اوءزومدن اوءزومه شیکایت : بختیار وهابزاده

+0 به ین

بیرزمان روسجا ایدی رکلام(آگهی ها) – ایشیقلار(تابلوها)

ایندی انگلیسجه دورتولور گوءزه

ایتینده دیلینه حوءرمتیمیز وار

تکجه اوءز دیلیمیز یارامیر بیزه

 ********************************************************

اوءزگه یه اطاعت اوءزونه ریشخند

بلکه بو میلتین فیطرتینده دیر

*********************************************************

هانی دده لرین یوردو او یئرلر

زمان دارا چکیر سیناییر بیزی

قویوب قاچدیغیمیز اولو قبیرلر

باخیب آرخامیزجا قینییر بیزی

میلت ذلیل اولدو مملکت تالان

گئتدی الیمیزدن اختیاریمیز

قصدن سیندیریلدی اجداد دان قالان

بیگ – خان غروروموز شاه وقاریمیز

اوچماق ساییلیرمیش یئرده سورونمک

منلیک آرزوموزا گیرو قویولموش

بویوکلر اوءنونده جوجه یه دونمک

ایندی لاپ عادیجه بیر وردیش اولموش

بیز هاردان اوءیرندیک تورپولنمه یی

یوموشاقی ائیدیریب برکه ائییلدیک

داغلارین اوءنونده موما دوءنمه یی

داغا اوجالماقین تک بولو بیلدیک

دیواری تملدن چپ هوءرنله ریک

صاباحی نه دویان نه گوءرنلریک

گله نی چپیک له قارشیلادیقجا

گئده نی تپیک له اوءتورنلریک

لیاقت – متانت سیخیلدی کنجه

یاشاماق نامینه یاشادیقجا بیز

غرور معده میزده اریدیلینجه

اوءرکدن یوخاری قاخدی معده میز

گذران نامینه بوغولدو گئرچک

یالانا ال چالدی شرفده شاندا

بیگ – خان غروروموز یولچو پایی تک

پایلاندی دیدرگین چادیرلاریندا

گئدن تورپاقلاری قایتارماق اوچون

ساواشا بیلمه دیک صلحه اوءیوندوک

بابامیز قوردیدی آنجاق بیز بو گون

اللردن اوت یئیه ن قوزویا دوندوک

نه ایله بیته جک بو دردین سونو

بونو دئیه دئیه درده بوغولدوخ

پاپاغی باشلاردا چالان اوغلونو

بوخسا قبیریستاندا گوءزله ین اولدوخ

نفتین قوخوسونو گئندن آلینجا

تازا اجنبیلر وطنه دولدو

وطن اوغول لاری قازانج دالینجا

اوءزگه قاپلاردا دیدرگین اولدو

یئنه ثروتیمیز پایلاندی یم یئر

بیزیم سایه میزده یاد سایه لندی

دوللارین گوجونه تازا گلمه لر

گوءزل منزیل لرده کیرایه لندی

بیرزمان روسجا ایدی رکلام – ایشیقلار

ایندی انگلیسجه دورتولور گوءزه

ایتینده دیلینه حوءرمتیمیز وار

تکجه اوءز دیلیمیز یارامیر بیزه

بیلمه دیک کسیلیب ایل لرله بند- بند

شرمیز نه ایمیش – خیرمیز نه دیر

اوءزگه یه اطاعت اوءزونه ریشخند

بلکه بو ملتین فیطرتینده دیر

قورخونج یوخولاری دوروتمالیکن

چوءزوب معناسینی ترسینه یوردوخ

ایت هورن طرفه اوءز توتمالی ایکن

ایشیق گله ن یئره گئتدیک – اوتوزدوخ

باتدی بو داغلاردا دوزلر – تمیزلر

ایریلر یئنه ده اوزده گوءروندو

یئنه یالان سوئزلر- بویالی سوءزلر

گئرچه یین اوءنونده کیرشانا دوندو

بیزیم دردیمیزه شاهیدسن اوءزون

مگر بس دئیلمی بونلار ایلاهی

سندن اودوموزا سو دیله مکدن

دیلیمیز باغلادی قابار- ایلاهی

دیزلریم بوکولموش بئلیم ائییلمیش

غروروم آلچالمیش حاققیم یئیلمیش

هئچ دئمه هئچ کسه گرک دئیلمیش

لیاقت – دیانت – ووقار ایلاهی

اوزاق بیر آدامی ساحیل بیلمیشیک

عاقیل ده ده میزی جاهیل بیلمیشیک

اوءزگه نین شامینی قندیل بیلمیشیک

بیزی اوءزوموزه قایتار ایلاهی



آردینی اوخو

سخنی با وژیر آموزش و پرورش

+0 به ین

به زبان محلی گفتن وزیر آموزش و پرورش دقت کنید و  با آذری زبان گفتنش کاری نداریم با خط قرمزش هم کاری نداریم 
وقتی خودش اذعان میکند که بچه ها با زبان مادریشان راحتتر درک میکنند و بعد از آن میگوید این خطرناک است!!!
چه خطری؟! آیا مدرسه صرفا برای یادگیری زبان فارسیست یا برای یادگیری و ‌پیشرفت علمی و پیشرفت آینده مملکت با علم و تحصیل است؟! پیشرفت علمی مملکت مهم است یا زبان فارسی؟!!
وقتی خودتان میدانید زبان مادری وسیله ی ارتباطی راحت تر برای بچه های غیر فارس است چرا اصرار دارید فارسی را خط قرمز اعلام کنید؟!!!
و فارسی را وسیله ی وحدت ملی به بهانه وحدت ملی به مردم گوشزد کنید؟! تمامی زبانها در ایران وسیله وحدت ملی هستند و خواهشا فارسها که اگر واقعا آن چیزی که به خاطر ایران است میگویند درست است، از  زبان مادری خود مایه گذاشته و برای این وحدت ملی ، زبان تورکی را وسیله ارتباط کنید و این همه که سنگ وحدت ملی را با این بهانه به سینه میزنید تورکی را وسیله وحدت ملی کنید تا هم حرف و حدیثها برداشته شود و هم به وحدت ملی کمک کنید . در غیر اینصورت پس به تمامی زبانها به دور از هر بهانه ای احترام گذاشته و فارسی را ایرانی و غیر فارس را غیر ایرانی و ... معرفی نکنید !
و حداقل به اصل ۱۵ قانون اساسی کشور احترام بگذارید
این چه وحدت ملی است که به بهانه رسمی بودن زبان فارسی ایران را به دنیا پارس ، به جام جهانی، کشور پارس و تاریخ را پارس ، بزرگان را پارس و ... در کتابها وارد کرده اید و تورک و عرب و ... به بچه های مردم وحشی و بی تمدن و بی تاریخ و ... غیره معرفی میکنید؟!
کجای این کار وحدت ملیست؟! مگر زمان رضا خان است که سیاستهای آن ملعون و دست اندکارانش را ادامه میدهید ؟! این حرفها و این کارها را که رضا خان هم کرده بود!!!
زبان محلی چه صیغه ایست؟! زبان ما محلی نیست و جز اصلیترین زبانهایی است که فارسی از آنها یعنی ( عربی و تورکی) تشکیل یافته و چگونه میتواند زبان محلی شود؟! مگر اینجا جنگلهای آفریقاست که قبیله باشیم و اسمش را محلی بگذارید؟!




آردینی اوخو

تحقبر شدگان تاریخ - نقل از کانال تلگرامی : اویان زنگان

+0 به ین

💥تحقیر شدگان تاریخ - محسن سعادت 

🔹چند وقتی می‌شود که می‌خواستم تحت این عنوان چیزهایی بنویسم. می‌خواستم حالات روحی و روانی کسانی که خود تورک هستند اما #فارس_تر_از_فارس از زبان و تاریخ فارس‌ها دفاع می‌کنند تا جایی که برای این کار هر کاری لازم باشد می‌کنند. (رجوع شود به تویت سالار سیف الدینی که گفت: اگر فکر می‌کنید ما با چند توئیت عقب‌نشینی می‌کنیم در اشتباه اید. برای حفظ ایران «هرکاری» لازم باشد انجام می‌دهیم. اگر لازم بود خود رئیس جمهور را هم می‌آوریم تا همین حرف‌های ما را تکرار کند.)

🔹به این فکر می‌کنم که افرادی مثل سالار سیف الدینی و پدر معنوی محفل آنها جواد طباطبایی وقتی با یک پانفارسیست می‌نشینند و علیه تورک‌ها برنامه‌ریزی می.کنند چه حسی دارند؟ حتی حس طرف مقابل یعنی پانفارسیست هم برایم جای سئوال است. آیا یک پانفارسیست چه قدر به این افراد اعتماد دارد؟ آیا در درون خود این سؤال را نمی‌پرسد که جناب سیف الدینی و یا طباطبایی شما برای زبان و هویت خود چه کرده‌اید که می‌خواهید برای ما کاری کنید؟ آیا به چنین افرادی چقدر می‌توان اطمینان کرد که هویت خود را می‌فروشند. 

🔹حکایت چنین افرادی حکایت آن فردی است که در میدان جنگ به صف دشمن می‌پیوندد و برای آنها نقشه راه می‌کشد. این افراد همیشه در تاریخ تحقیر شده‌اند. درک یک پانفارسیست برایم آسانتر از درک چنین افرادی است. یک پانفارسیست برای بقای هویت خود مجبور به تحریف تاریخ من و تحقیر هویت من و سرکوب اعتراض من است. او می‌داند که بودن من برایش مشکل بقا دارد. زیرا زبانش از زبان من قوی نیست. تاریخش ساختگی است و هزار سال زیر حکومت تورک‌ها زندگی کرده است. 

🔹اما به نظرم افرادی که آسیمیله شده‌اند و بیشتر از یک فارس علیه تورک‌ها می‌جنگند مشکل دیگری دارند که می‌تواند مشکلی روحی روانی باشد. یا یک تجربه‌ی تلخ در زندگی‌شان آنها را به آغوش پانفارسیزم کشانده است. هر چه هست چنین افرادی روزی از آنجا رانده و از اینجا مانده خواهند بود و نامشان بعنوان تحقیر شدگان تاریخ به ثبت خواهد رسید.😐




آردینی اوخو

تشکیک در اسم آذری : محمد اردم (۱و۲)

+0 به ین
اطلاق آذری به قوم خاصی، حتی در رساله کسروی(آذری یا زبان باستان آذربایجان) هم وجود ندارد. تصور می‎کنم که این تحول بسیار متأخرتر باشد. ممکن است نطفۀ این ایده، در دهه ۱۳۳۰ هجری شمسی منعقد شده باشد. زیرا که در مطالب نشریات و کتب ۱۳۲۰ هم این تعیبر را مشاهده نکرده‎ام. آذری به عنوان مترادف آذربایجانی باید متأخرتر از همه باشد و ناشی از استراتژی امتناع و اجتناب از اطلاق عنوان ترک به مردم آذربایجان. اگر مردم آذربایجان ترک نیستند و ترکی زبان‌اند(البته با اندکی تخفیف یعنی قبول ترکی بودن زبانشان) باید اسمی می‌داشتند. کشف کسروی این راه را هموار کرد


آردینی اوخو

نگاهی به روایت مطهری از ظهور "زبان فارسی" در شرق

+0 به ین
 ظهور و بسط و گسترش زبان فارسی ربطی به ایرانیت و ملیگرایی ایرانیان و علامت مقاومت آنان در برابر اسلام و حتی عرب نبوده است بل مکانیسمهای پیچیده تری در فهم این پدیده وجود دارد که مطهری به برخی از وجوه آن اشاره می کند و تا آنجا پیش میرود که مدعی است

"در دربار سامانیان با همه ی اصالت در نژاد ایرانی، زبان فارسی به هیچ

وجه ترویج و تشویق نشده است و وزرای ایرانی آنها نیز علاقه ای به زبان فارسی نشان نمی دادند، همچنانکه دیالمه ی ایرانی شیعی نیز چنین بودند" (۱۳۹۶. ۱۰۵).

در حالیکه غزنویان و سلجوقیان که ترک نژاد و سنی مذهب بودند

"وسیله ی احیای زبان فارسی گشتند. اینها می رساند که علل و عوامل دیگری غیر از تعصبات ملی و قومی در احیا و ابقای زبان فارسی دخالت داشته است" (۱۳۹۶. ۱۰۴-۱۰۵).


آردینی اوخو