<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">
<channel>
<title>گزیده ی تاریخ و ادبیات آذربایجانی - AZƏRBAYCAN TARİX VƏ ƏDƏBİYYATINDAN SEÇİLMİŞLƏR</title>
<link>http://azarad.arzublog.com</link>
<description>آذربایجان تاریخ و ادبیاتیندان ، سئچیلمیشلر</description>
<language>azb</language>
<generator>arzublog.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 10 Feb 2020 09:12:47 +0330</lastBuildDate>

					<item>
<title>ساکا ها : نقل از کانال تلگرامی سین اولدوز</title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/84970</link>
<description>سکاها</description>
<pubDate>Fri, 27 Sep 2019 18:30:10 +0330</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/84970</guid>
</item>
<item>
<title>ایران کجاست؟ تحریفات تاریخی و جغرافیایی و عواقب آن </title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/82719</link>
<description>تحریفات تاریخی و جغرافیایی&amp;nbsp; و عواقب آن&amp;nbsp;</description>
<pubDate>Thu, 11 Apr 2019 21:10:44 +0430</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/82719</guid>
</item>
<item>
<title>در باب عید نوروز </title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/82449</link>
<description>ابراهیم رشیدی&amp;nbsp;در باب عید نوروز&amp;nbsp;</description>
<pubDate>Sat, 23 Mar 2019 15:45:00 +0430</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/82449</guid>
</item>
<item>
<title>روز جهانی زبان مادری </title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/81985</link>
<description>به مناسبت روز جهانی زبان مادری&amp;nbsp;دوم اسفند</description>
<pubDate>Wed, 20 Feb 2019 23:41:45 +0330</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/81985</guid>
</item>
<item>
<title>بخشی از مقاله دکتر جواد هئیت: در باره  واژه ها، مفاهیم و امثال ترکی در آثارحکیم نظامی</title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/81503</link>
<description>هیچ یک ازشعـرای فارسـی گو بـاندازه نظامـی بـا واژه و مـفهـوم تـرک و تـرکی با مـحبت و ستایش برخورد نکرده و تعبیرات و ضـرب المثـل های ترکی را بکار نگرفته است. بطـوریکه در زیرشرح آن خواهد آمد، نظامی واژه ترک را گاهی به معنی حقیقی و در بسیـاری مـوارد درمعانی مجازی پاکی، زیبائـی،&amp;nbsp;&amp;nbsp;بلندی، عادل، دانا، دلبر و جنگاور و سمبل قوت و قهرمـانی بـکار برده اسـت. شـاعـر درمـوارد بسیـاری بـه جـای دلبر واژه ترک را بکار می گیرد و می گوید: ترک دلستان، ترک طناز، ترک نازنین اندام.وقتی ازچشـم زیـباسخـن می گوید(چشم ترکی) بـکار می برد و او را برابر چشم آهـو قـرار می دهد. وقتی از شیـرینـی خنـده دلبـری صحبـت می کند(خنده ترکی) می گویـد، خنـده ترکـی به قدری شیرین است&amp;nbsp;&amp;nbsp;که شکر بر او رشک می برد: خسته دل ازخنده ترکان شکر.در داستان هفت پیکر زیبارویان و داستانسرایان را ترک می خواند:شاهزاده زیبـای رومـی از نظـر او تـرکی است از نســل رومیــان: تـرک ازنسـل رومیان نسبـش. وقتـی از زیبائی چشمان دختر کُردی سخن می گوید اورا ترک چشم می خواند.کــرد را بــود دخــتـری بــه جـمـال/ لـعبتـی تـرک چشـم وهنـدو خـالبه زیبارویان اطراف لیلی ترکان عرب نشین خطاب می کند و ترکان عرب اندام را می ستاید.تـرکـان عــرب نـشـیـنـشــان نــام/ خـوش بـاشـد و تـرک تـازی اندامهمه زیبایان راچه چینی و چه هندی به ترک تشبیه می کند.بـدان تـرک چینی چنـان دل سپرد / کـه هـندوی غم رختش از خانه بردبه قصرزیبا رویان و خرم پادشاه(ترکستان) خطاب می کنـد. درداستـان خسـروشیـریـن فرستادن شیریـن را به دربار از زبان شاپور چنین تعریف می کند:وزآن چون هندوان رفتن به راهش/ فرسـتـادن بـه تـرکستـان شـاهـشدر هفت پیکر نام ملکه باریک اندام ترک در حکایت «قصرسیاه» ترکناز است.گــفـت نــازآن نــازنــیــن انـدام/ از پــــدر تـــرکـنـــاز دارم نـــامدر اسلوب نظامی که مجاز درآن بسیار بکار رفته ترکی سمبل قوت وقهرمانی اسـت. مثلاً در جنـگ خسـرو و بهرام که هر دو سرداران ایرانی هستند اگر چه ارتش خسرو رومی و ارتش بهرام ایرانیان اند ولی در هنگام تصویر جنگ و ستیز میگوید در جنگ میان این تـرکان از بانگ کرنـای، شیپور تـرکی صـدای ترکی گرفته بود.فـروبستـه درآن غـوغـای تـرکـان/ زبـانگ نـای تـرکی نـای تـرکـاندر قسمـت دوم اسکنـدرنـامـه وقتـی ازکـاردانی، عقـل وتـدبیـر و اراده قهـرمان آرمـانی خـود اسـکنـدر صحبت می کند اسکندر را ترک رومی کلاه می خواند و چنین می گوید:بـه تـدبیـر کـارآگـهـان دم گـشـاد/ ز کــارآگـهـی کـار عـالـم گـشـادوگـر نه یکـی تـرک رومـی کـلاه/ بـه هند و بـه چیـن کـی زدی بـارگـاهوقتی حمله جنگاوری را از قلب سپاه به میدان نبرد تصویرمی کند آن را ترک وار می خواند.زقـلـب سـپـه پـیـش آن تـنـدمـار/ فـرورفـت جوشن دری تـرک واروقتی لشکریان اسکندر و دارا رو به رو مـی شونـد باز از یـورش وجـوش وخـروش ترکان سخن بـه میـان می آید:چنـان آمدازپـای تـرکی خـروش/ کـه ازنـای تـرکـان بـرآوردجوشوقتی دارا به اسکندر خطاب می کند او را با سربازان ترک خود می ترساند و می گوید:مـگـرتـیـرتــرکـان یـغمـای مـن/ نخـوردی که تنـدی به یغمـای مـناسکندر نیز در رویارویی خاقان هند چنین می گوید:غلامـان تـرکم چـوگیرند شسـت/ ز تیـری رسـد لـشکـری راشـکسـتاگرحمل به مبالغه نشود درنظامی ترک سمبل همه تعالی مادی ومعنـوی است او آفتـاب اسـت که از دریای چین طلوع کرده و کوهساران راروشن می سازد:دگر روز کین ترک سلطان شکوه/ زدریـای چیـن کوهه برزد به کـوه(نهیب وحمله تل)وقتی می خواهد بزرگترین پیغمبران و فرماندهان و امپراطوران را توصیف و تشبیه کند صفت ترک را بکار می برد. وقتی در خسروشیرین پیغمبراکرم(ص) را می ستاید چنین می گوید:زهی پیـغـمبـری کـز بیـم و امیـد/ قلـم رانـد به افـریـدون وجـمشیـدزهی سرخیـل سرخیـلان اســرار / سـخــن را تـاقیـامــت نـوبـتـی دارزهی گردون زنی کز بیم تاجیـش/ کشـد هـرگـردنی طـوق خراجـشزهی ترکی که میر هفت خیل است/ زماهـی تابـه ماه اورا طـفیـل اسـتدر قصیده «سلطان کعبه» نیزصحبت ازترک تازی اندام می کند:&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;تـرکـی است تـازی انـدام وبـهر دلستـانی/ بـر عـارض سـپـیـدش خـال سـیـنـه زعـنبــریـارب بـود کـه گـردد چـشـم دل نـظامـی/ از دیــدن جـمـالــش پـیــش از اجـل مـنــورتـا در حریـم کعبـه «یـا رب کعبـه» گـویـد/ ایـن شکــرهـا کـه دارد از شــاه عـدل گسـتـردر نظر نظامی دولت ایده آل بر پایه ی عدل استوار است و دولت تـرکان مسلمـان نمـونه ای از آن بـه شمار&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;می رود. بر مبنای همین اندیشه در مخزن الاسرار که یک اثر تعلیـم و تـربیـه وی است در مقاله ی مربوط به وظایف پادشاه در برابر اتباع خود حکایت پیرزن مظلوم و سلطان سنجر را نقل می کند. در این داستان پیرزن دامن سنجر را می گیرد و به او از شحنه شکایت می کند و داد خود را از او می خواهد برای نمونه مطلع و دو بیت آخر منظومه خوانده می شود:پـیـر زنـی را سـتـمـی در گرفـت/ دسـت زد و دامــن سنـجـر گـرفـت...دولت ترکان که بلندی گرفـت/ مـمـلـکـت از داد پـسـنــدی گـرفـتچون که تو بیـدادگری پـروری/ تـرک نـه ای هنـدوی غـارتـگریبا توجه به دو بیت آخر آشکار است که در اینجا نظامی ترک را به معنی مجازی عادل و دادگر بکار برده است.باید گفت که درآثار نظامی دوبار نیز با تحقیـر و تخفیف از ترک یاد شده: یـکی در مقـدمه لیـلی و مجنـون در نامه ای که آخسئتان شیروانشاه برایش فرستاده می گوید:در زیـــور پـــارســی و تـــازی/ ایـــن تــــازه عـــروس را طـــرازیتـرکی صفت وفـای مـانیسـت/ تــرکــانه سخــن ســزای مانـیـسـتآن کــزنـســب بـلـنــد زایـــد/ اوراســخــــن بـــلـنــــد بـــایـــــدنظامی ضمن گله ازسخنان شیروانشاه درآخرداستان جواب تحقیرآمیز او را چنین می دهد:زیـن نـاصــح نـصــرت الهــی/ بـشنــو دوســه حــرف صبـحـگاهــیبــیــدار شـهـی بــه کــاردانـی/ بـیـــدار تـــرک شـــو ارتـــوانــــیداد و دهـدت گــران نــه آرد/ گــر بـیـــش کــنــی زیـــان نـــدارددرجای دیگر وقتی اسکندر که ازطرف نظامی پادشاه تـرک نامیـده شده به خاقان چیـن خطاب می کند، عتاب آمیزاست: خاقان ترک چین برای بسیج ارتش جنـگاوران و پهلـوانـان زیـریـن کمـر فـرغانه، قیرقیز (خرخیز)، چاچ(تاشکند) و کاشغر را به خدمت می خواند و این تـرکان را به جنگ با قهرمان محبـوب نظامی یعنی اسکندر می کشاند ولی قبل از تسلیم با پیشنهاد خاقان کار به آشتی می کشد اما خبر ادامه بسیج خاقان بهگوش اسکندر می رسد. خاقان ترک چین را به دوروئی و ریا متهم می کند ولی خاقان به او جواب می دهد که پیشنهاد آشتی نه از ضعف و سستی بلکه ازخواست دل وصلح جوئی بوده است.نظامی غیر از ترکان چین از ترکان قبچاق و خوارزم نیز با محبـت سخـن مـی گویـد. معمـولاً وقتـی از تـرک صحبت می کند مقصودش ترکان آذری و ایرانی است و گرنه برای دیگر تـرکان کلمه تـرک را با صفـت تـرکان قبچـاق، تـرکان چین، تـرکان خـرخیز(قیرقیز) و تـرکان خلج یاخلخ، تـرکان چیگیـل و... خـطاب می کند(رستم علیف). شاعر در اسکندرنامه عصمت زنان قبچاق رامی ستاید. اسکندر در جواب نامه پـادشاه هندوستان می گوید از زیبارویان هند سخن می گوئی ولی در خوارزم زیباتر از آنها هستند.گرم هست برخـوبرویان شتاب/ بــه خــوارزم روشـن تراست آفتابدر خمسه نظامی اغلب قهرمانان زن داستان هامانند شیرین، نوشابه، مهین بانو، ترکناز، همسرمحبوبش آفاق (آپپاق- سفیدسفید) آذری و یا ترک آذربایجانی هستند. وقتی از زیبایی و پاکی و وفاداری دیگر قهرمانـان زن هم صحبت می کند آنها را زیبای ترک می نامد ولی پیش از هر چیز پاکی، محبت و صداقت روح مبارزه و وابستگـی به خـانه وخـانواده دختـران تـرک او را مفتـون خـود سـاخته است. شـاعر هـمـه ایـن صفـات و فضیـلـت&amp;nbsp;&amp;nbsp;هـای نیکو را در همسـر محبوبش آفاق دیده و او را تمثال فضیـلـت و پـاکـدامنـی و زیبـائی زنانه معرفی کرده است. در توصیف شیرین و خودکشی او برروی جنـازه خسـرو او را بـه آفـاق تشبیـه می کند و می گوید:سبک رو چون بت قبچاق من بود/ گمـان افتـاد خـود کـافـاق مـن بـوددر داستان خسرووشیرین، شمیرا(مهین بانو) ملکه اران موطـن نظامی وقـتی که به شیـریـن بـرادرزاده&amp;nbsp;&amp;nbsp;و ولیعهد خود توصیه می کند که در برابر خسرو با تمکین و محتاط باشد به او چنین می گوید:گـر او مـاهست مــاهـم آفـتـابیـم/ گـرو کـی خسـرو اسـت افـراسیابیمدر این داستان ازقول شیرین به خسرو چنین می گوید:من آن ترک سیه چشمـم براین بام/ کـه هنـدوی سفیـدت شـد مـرا نـامبه غـم زه گـرچـه تــرک دلستـانم/ بـه بـوســه دلـنــوازی نـیــزدانــمنظامی برای نجات اران و ملکه نوشابه از اسارت روسها اسکندر را به قفقازمـی آورد. اسکندر باسپاه ترکان با روسها می جنگد و آنها را شکست می دهد و اران و نوشابه را آزاد می سازد. در این داستان از قول اسکندر چنین می گوید:ز کـوه خـزر تــا بـه دریــای چـیــن/ همـه تـرک بـر تـرک بیـنـم زمیـندر این بیت کوه خزر به جای کوه های قفقاز به کاررفته است. نـظامـی حتی درتصـویـر زیبـائی طبیعت در تشبیهات خود واژه ترک را بکار می برد:ترک سمن(یاسمن)خیمه به صحرازدهاو بعضی از واژه و تشبیهات افسانه های ترکی را وارد ادبیات ایران نموده مانند آیخـان، قـاراخـان(ازداستان اوغوزخان) آیخان خوبان، طغان شاه سخن، قاراخان قلم، خاتون، سنجق، بیرق، اکدش وامثال آنها.تـمنــای شهـان خـاتـــون وتــوران/ دلآشـوب جـهــان بـانــوی ایـراندر این جا خاتون به معنی ملکه بکاررفته است.گرامی اکدش است این نقش دمساز/ پــ‌در هـنــدو و مــادر تــرک طـنـازدر مدیحه ای که برای اتابک محمدجهان پهلوان نوشته ضمن توصیف هـدایای اوبـه صـاحبـان قـلم واژه ترک را به معنی صاحب بکاربرده است.بـه تـرکـان قلـم بـی حـکــم تـاراج/ یکـی میمـش کمربخشـد یکی تـاجدر جائیکه ازمردم زمانه شکایت می کند چنین می گوید:عـقـل دادکـه مـن چـه مـی گـویـم/ زین اشارت که رفت چه می جویمنیسـت زیـن بـددلان شـکســت مـرا/&amp;nbsp;&amp;nbsp;کـه زآن کس که نیست هست مراتـُرکیـیـم رادرایـن حبـش نـخــرنـد/ لاجرم دوغبـای خـوش نخـورنـد!دراین جا منظور از حبش جهالت و تعصب مردم است و واژه تـرکـی به معنـی افکار بلند وحکیمانه و به قولی زبان ترکی است. دوغبا یا دووغا سـوپ ویا شـوربـای تـرکی اسـت کـه بـا مـاست سـاخته می شـود که در آذربایجان هنوز هم متداول است.در تـوصیف باز شکاری که از طرف خاقان تـرک چین به اسکندر تقدیم شده او را ماننـد طغـرل(سلجـوقـی) سلطان کامل می خواند.طـغــان شاه مرغـان و طـغـرل به نـام/ بـه سلـطانـی اندر چـو طـغرل تـمـامطغان(قیزل قوش) و طغـرل در ترکی قدیم به معنی باز و شاهین می باشد. به کارگیری این کلمات درمعانی مختلف وقوف نظامی را به ترکی زمان خودنشان می دهد.اینک چند نمونه از واژه های ترکی را که در خمسه نظامی بکار رفته ذکر می کنیم.آلاچوق(آلاچیق): به سرای ضرب همت به قراضه ای چه لافمچه کنـد به پـای پیـلان آلاچـوق تـرکمـانیآماج(فاصله ی یک تیرپرتاب شده، هدف)سـتـاده قیـصــر وخـاقـان و فـغـفـور/ یـک آمــاج از بسـاط پیشـگـه دوراکدش(مخلوط) در بالا مثال آن ذکر شد.بیرق: پـــرویـــن زحــریــــر زرد وازرق/ بـرسـنـجــق زرکـشـیـــده بـیــرقسنجق یاسنجاق یاسانجاق(بیرق)هــزار و چـهــل سنـجــق پـهـلـــوان/ روان در پــــی رایـــت خســـرواندر نظامی گاهی سنجق به تیر و بیرق به پارچه آن گفته شده است.بیسراک: (یک نوع شتر)هـزار نخستـیــن از ایــن بـیـســراک/ به گردن کشی کوه را کرده خاکتتق یاتوتوق(سایه بان، چتر، پوشش):تــا کــرمـــش در تـتــق نــوربــود/ خــار ز گــل نـی ز شـکــر دور بــودتوتماج(یک نوع غذای ترکی):آری آن را کـه درشکـم دهـل است/ بـرگ تتمـاج به زبـرگ گـل استچالش یاچالیش(حمله وجولان، جنگ وکشتی)بــفــرمــود شــه تا دلـیـــران روم/ نمـاینـد چـالــش درآن مـرز و بــومچرکین یا چیرکین(زشتی):بـه سیـاهــی بـصــرجـهــان بـیـنـد/ چـرکیـنــی بـرسیــاه نـه نـشـیـنـدداغ(کوه، مهروطمغا، داغ):آن چنـان گـورخان به کوه و بـراغ/ گــور کــو داغ دیــده رسـت زداغایلاق یاییلاق(کوهستانی):بـرون شـد از ایـلاقیـان سـرکـشــی/ سـواری شتـابـیـده چـون آتــشــیبزک(زینت):خردم بزک فرستد بوثاق خیلتـاشی/ ادیـم طلایـه دارد بـه یتـاق پاسبانـیدراین بیت چهار واژه ترک بکـاررفته: بزک که هنوز هم درفارسی بکار می رود. وثاق به معنی اطاق است، خیلتاش کلمه مرکب به معنی هـم خیل، هم قطاراست، تاش و داش پسوند ترکی به معنی هم می باشد. یتاق&amp;nbsp;&amp;nbsp;یا یاتاق به معنی قراول و رختخواب است.نظامی درجای دیگر می گوید:چو مهدی گـر چه شد مغرب وثاقش/ گذشــت ازسـرحـد مشـرق یتـاقشساو(تکلیف، خراج):چنـان گشت مستغنـی ازسـاو و بـاج/ کـه برداشـت ازکشـور خـود خـراجقلاووز:شب چوآرایش دگـرگون ساخـت/ کحلی(سرمه) اندوخت قرمزی انداختوشاق، اوشاق(بچه، غلام):جنیبت کش(جاودار) وشاق سرایی/ روانه صـد صـد از هـر سـو جـدایـیییرق یاآیریق(اسب تندرو، لاغر اندام):شتـابـنـده را اســب صـحــرا خرام/ ییـرق داده زان بـه کـه باشد جمامیزک(پیشدار و جلودار):بـرون شد یزک دار دشمـن شنـاس/ یتاقی(قراول) کمربست برجای پاسیغلق، ییغلیق(تیروتیردان):هنوزش پـریغلیق در عقـاب اسـت/ هنـوزش برگ نیلـوفـر در آب اسـتطغان، دوغان(باز، مرغ شکاری)طغرل(شاهین، طغرل)قرنجه، قارینجا(مور)آلانــی سـواری قـرنـجــه بـنــام/ هنـرهـا نـمــوده بـه شـمشیـر و جـام&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;قرنجه چو دید آنچنـان دسـت زور/ سپـر بـر کتـف دوخـت چون پرموراوزان(به معنی ساز زن، خواننده&amp;nbsp;&amp;nbsp;و داستانگو، عاشق):نــواسـاز خنیـاگــران شــگــرف/ بـه قـانـون اوزان بـرآورده حــرفخان خانان(شاهنشاه)خان خانان روانه گشـت زچـیــن/ تـاشـود خـانـه گـیــر شــاه زمـیــنمنجق(مهره):ز موج خون که بر می زد به عیـوق / پـر از خـون کشتـه طاسکهـای منجقگردک(حجله داماد):در این گردک نشسته خسروچیـن/ وآن دیـگـــر فتـاده شـور شیــریــنطپانچه(سیلی، طپانچه)درچـشـم رسـیـدگی کـه هستــم/ شـد چـون تــورسیـده ای زدسـتــمشــد چـشــم زده بـهــار بـاغــــم/ زد بـاد طـپــانـچــه بـــر چــراغــــمضمناً چشم رسیدگی چشم زخم،زخم چشم ترجمه گوزه گلمک،گوزدگمک ترکی است.طمخا و طمخاچیان:کمندی چـو ابــروی طـمخانچیان/ بخـم چـون کـمـان گوشه چـاچـیـانهمچنین واژه هائی مانند چابک، چادر، چتر، سرمه، یغما، یاغی و امثال آنها که امروز هم در فارسی رایج است به دفعات زیاد در اشعار نظامی بکار رفته است.نظامی غیر از پسـوند تـاش(به معنی هم) خواجه تاش، خیلتاش از دیگر پسوندهای ترکی مانند لاخ، لاق(پسوند مکان) مانندسنگلاخ، دیولاخ، جی، چی(پسوندفاعلی وشغلی)مانند میانجی نیز استفاده کرده:بـســی رانـد بـر شـوره سـنـگـلاخ/ گـهــی منـزلـش تنگ وگاهی فراخآن بیابان که گرد این طرف است/ دیــولاخـی مـهــول عـلــف اســتبــرون از مـیــانچـی و از تـرجـمـه/ بـدانـســت یـک یـک زبـان هـمــهعـتــابـی گـر بـود مـا را از این پس/ مـیـانـچـی در مـیـانـه مـوی تـوبـسنظامی گاهی هم به جای واژه مصطلح فارسی ترجمه ترکی را بکار برده است.مثلاً وقتی از عـدالت زمـان هرمـز(انوشیروان)پـدرخسرو پرویز صحبت می کند و از زمان خود شکایت دارد چنین می گوید:داد در ایــن دور بـرانـداخـتـه است/ در پـرسیمـرغ وطـن سـاختـه اسـتشـرم در ایــن طارم ازرق نـمــانـد/ آب در ایـن خـاک معـلـق نـمـانــدخیـزنـظامـی زحـدافـزون گــری/ بـردل خـونـاب شـده خـون گـریدر اینجا نظامی آغلا(گری) را عیناً به فارسی ترجمه کـرد است و گـر نه درفارسی گریه کن گفته می شود.در آثار نظامی علاوه بر واژه و مفاهیم ترکی تعبیرات، کلمات قصار و امثال ترکی نیز دیده می شود که اغلب ترجمه فارسی و بعضاً هم مضمون آنها به فارسی آورده شده. تعـداد ایـن قبیـل تعبیـرها و امثال زیاداست. در اینجا به ذکر چند نمونه از آنها بسنده می شود:مرغ زبانی(قوش دیلی)دام نـه ای دانــه فـشـانــی مـکـن/ بـا چـو مـنــی مـرغ زبـانــی مـکـندر ترکی وقتی بخواهند با چرب زبـانی کسـی را مجاب و یا از مـوضوع منحـرف کنند می گویند قوش دیلی اوخور و یا طرف می گوید «منه قوش دیلی اوخوما» یعنی مرغ زبانی مکن.به افسـون ازدل خـودرست نتوان/ کـه دزد خـانـه را در بـســت نتـوانمصرع دوم ترجمه ضرب المثل زیراست:ائو اوغروسونو توتماق اولماز.بیـا تـاکـج نشینیـم راسـت گوییـم/ چـه خـواریـهــا کـز و نـامـد برویـممصرع اول بیت بالاترجمه ضرب المثل«گَل اگری اوتوراق دوزدانیشاق» می باشد.نگشتم زآتشت گری ای دل افروز/ به دودت کور می گردم شب وروزبیت فوق ترجمه ضرب المثل قدیمی زیراست:ایـسـیـنـمــه دیــم ایستـی سیـنـه/ کــوراولـــدوم تــوســـوســـونــهدر ترکی وقتی فرزند دانشمند و حکیمی بی عرضه و نالایق باشد به مصداق آیـه شریفـه «اخـرج الحـی من المیت من الحی» می گویند «اوددان کول تورر کول دن ده اوت». یعنی چه بسا ازآتش خاکستر می زاید و از خاکستر آتش. نظامی نیز در باره خسروپرویز و شیرویه چنین می گوید:از این ناخوش نیاید خصلت خوش/ کـه خـاکـسـتــر بـود فــرزند آتــشدر جائی می گوید:گربه بود کز سر هم پوستی/ بچۀ خود را خورد از دوستیدر این بیت نیز از ضرب المثل(پیشیک بالاسینی ایسته دیگیندن یییر)استفاده شده است.بازمی گوید:نـه هـرتـیـغـی بودبازخم هم پشت/&amp;nbsp;&amp;nbsp;نه یکسـان رویدازدستی ده انگشتدراینجا نیز مضمون ضرب المثل(بئش بارماغین بئشی ده بیراولماز)بکارگرفته شده.باز می گوید:نبینی مـرغ چـون بـی وقت خواند/&amp;nbsp;&amp;nbsp;بـه جـای پـرفـشــانـی سـرفشــانددر بیت بالا نیز مفهوم ضرب المثل(واقتسیز بانلایان خوروزون باشینی کسرلر)به فارسی بیـان شـده اسـت.در مصرع «گل آرد بید لیکن بَر نگیرد» معنی «سویود آغاجی بار وئرمز» نهفته است.نمی خواهی که زیـر اُفتی چوسایه/ مـشــو بـر نـردبـان جـز پـایـه-پـایـهدرترکی می گویند نردبانی پله، پله چیخارلار. امروزبین مردم فارس زبان می گویند الهم بیر- بیر.گـر اُفتـادی سر یـک سـوزن از مـیغ/ نبـودی جـای ســوزن جـز سـر تـیـغدر ترکی می گویند: ایگنه آتسان یئره ده دوشمز.هـر کـس در بـهــانـه تیزهوش است/ کس نگویـد که دوغ من ترش استدر ترکی می گویند: هئچکس اؤز ایرانینا ترش دئمز.مـغــز بــی استخـوان ندیده کـسـی/ انگبـیـنـی کجــاسـت بـی مـگــسدر ترکی می گویند: سوموکسوز ایلیگ اولماز چیبین سیزبال(چیبین بال آریسی)چـو از تـو نــه آیــد هــیــچ کــاری/ بـه دسـت دیـگـران می گیرد ماریدر ترکی می گویند: ایلانی اوزگه الیله توتور.یکـی زان مـگس کـانگبین گـر بُود/ بـه از صـد مگـس کـانگبین خور بوددر ترکی می گویند: بیر بال وئرن آری یوز بال ییه ن آری دان یاخشی دیر.به خوان کسـان بر مخور نان خویش/ بخـورنـان خـود بر سرخوان خویـشدر ترکی می گویند: اؤز چورگینی اؤزگه سفره سینده یئمه.تو مادر مرده را شیون میآموز.در ترکی: ننه سی اؤلنه اوخشاماق اورگه دیر.نخندد زمین تا نگرید هوا(سما).مثل ترکی: گوی آغلاماسا یئر گولمز.مکن با سربزرگان سربزرگی.مثل ترکی: بویوکلر ایله باش باشا قویما.در کتاب «دیوان لغات التُرک» که920سال قبل به وسیله محمود کاشغری نوشته شـده همیـن ضـرب المثـل بـا لهجه کاشغری آمده است:آلپلار بیرله اوروشما(ووروشما) بگلر بیله توروشما(دوروشما):با قهرمانان مستیز. دربرابر بزرگان نه ایست.که مرگ خر بود سگ را عروسی.مثل ترکی:(آت اؤلوب، ایتین بایرامی دی)پس از این همه مناقب خجلم خجل پشیمانکه ثنای خویش گفتن بود از تهی میانیمثل ترکی: اؤزونو اؤیه نین بئینی بوش اولار.کلاغی تک کبک درگوش کرد/ تک خویشتن رافراموش کرد(تک: دویدن)مثل ترکی: قارغا ایسته دی کهلیک یئریشی یئریسین اوزیئریشینی ده ایتیری(اونوتدو).این هـا نمونـه هائی است ازواژه ها، مفاهیم و ضرب المثل های ترکی که حکیم نظامی گنجه ای شاعر بلندپایه ایران و آذربایجان در شاهکار جاودانی ادبی خود پنج گنج معروف به خمسه نظامی آورده است. به نظر ما این بعد نظامی نیـز مـانند دیگـر ابعـاد وی بسیار گسترده و عمیق تر از آن است که بشود در این مقاله و مدت کوتاه شرح داده شود. منظور سرنـخ و شایـد کلیـدی اسـت بـه منظور فتح الباب برای مشتاقان و پویندگان آثار نظامی. یادش گرامی باد.منابع:1- دیوان، قصاید وغزلیات نظامی گنجوی. به کوشش استادسعیدنفیسی. انتشارات فروغی1362-تهران2- خمسه نظامی به کوشش محسن امضائی. انتشارات پدیده-1360-تهران3- آذربایجان شاعری نظامی، محمدامین رسول زاده. ملی ائغتیم باسین ائوی. 1951- آنکارا4- نظامی. اسلام انسیکلوپدیسی. جلد9- احمدآتش-1964- استانبول5- نظامی نین دوغما خلقینه محبتی. پرفسوررستم علیف- ادبیات واینجه صنعت-29می19816- نظامی ده خلق سوزلری، خلق افاده وضرب المثل لری. احمیدآراسلی- س س ری. عملکرد آکادمیاسی آذربایجان فیلیالی نین خبرلری- نمره(8)19427- نظامی خمسه سینده تورکیزم لر. پرفسورواقف اصلانوف- 5 اینجی ملتلرآراسی تورکولوژی کنگره سی استانبول28-23- سپتامبر 1985&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نقل از : مجله وارلیق شماره 142- پائیز 1385</description>
<pubDate>Tue, 29 Jan 2019 21:45:27 +0330</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/81503</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخ اشکانیان : محمد رحمانی فر </title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/79688</link>
<description>✳️ تاریخ اشکانیان، کتابی ناشناخته از نویسنده‌ای سرشناس📝محمد حسن خان #اعتمادالسلطنه چهره‌ای نام آشنا در حوزه تاریخ‌نگاری و تاریخ‌پژوهی است. به نحوی که علی‌رغم گذشت زمان، برخی از آثار او همچنان محل رجوع پژوهشگران می‌باشد.&amp;nbsp;دکتر میرهاشم محدث در خصوص جایگاه اعتمادالسلطنه در حوزه تاریخ و ادبیات می‌نویسد: &quot; دوره #قاجاریه از لحاظ تالیف و تحقیق کتب تاریخی و جغرافیایی یکی از دوره‌های شکوفای تاریخ ایران است. بدون شک خدمات اعتمادالسلطنه در این شکوفایی نقش بسزایی دارد...[او] در مدت اداره امور دارالتالیف و دارالترجمه با کفایت تمام توانست کتب زیادی را تالیف یا ترجمه کند و جمعی کثیر از فضلا و دانشمندان عصر را در حلقه علمی و ادبی دور هم جمع کند و چون از پشتیبانی خاص [ناصرالدین]شاه برخوردار بود، مصدر خدمات گرانقدر و مهمی شد زیرا که شاه به نشر معارف و طبع کتب علاقه مخصوص و وافری داشت&quot; (1)دکتر عبدالحسین نوائی هم در این خصوص می‌نویسد: &quot;اولین تحولی که در تاریخ‌نویسی ما پیش آمد نتیجه آشنایی ما با روش‌های فرنگی بود. یعنی از زمان #ناصرالدین‌شاه اعتمادالسلطنه به سبب اینکه چند سال در خارج زندگی کرده بود و با روش‌های فرنگی و علوم جدید آشنا شده بود، شروع کرد به اینکه کتاب‌هایی را بر اساس روش علمی فرنگی بنویسد. در روش جدید، دیگر افسانه‌ها و اساطیر تکرار نمی‌شد بلکه نتیجه تحقیقات تاریخی، باستان‌شناسی، سکه‌شناسی و سایر موضوعات مثل علوم اجتماعی مورد توجه محقق قرار می‌گرفت...به نظر من کتاب‌های اعتمادالسلطنه آغاز حرکتی است به سوی #تاریخ به معنای حقیقی آن&quot; (2)در حالی که بسیاری از ایرانیان هیچ گونه آشنایی با روش‌های جدید علمی در پژوهش‌های تاریخی نداشتند و اساساً فرق افسانه‌سرایی و تاریخ‌نگاری را نمی‌دانستند، تسلط اعتمادالسلطنه به زبان فرانسه و امکان مراجعه وی به منابع دست اول تاریخی در کنار آشنایی وی با مباحثی همچون روش‌شناسی، سکه‌شناسی و جغرافیا به وی امکان داد تا آثاری را خلق کند که در نوع خود بی‌نظیرند.&amp;nbsp;با این حال به نظر می‌رسد برخی از آثار گرانقدر وی نتوانسته‌اند از حصار تنگ‌نظری به‌درآیند. چنانچه دکتر محدث گلایه می‌نماید که &quot;با تمام تلاش بیست ساله‌ای&quot; که به عمل آورده‌، نتوانسته‌ حتی اجازه رویت کتاب #مرآةالبلدان را به دست آورد. کتابی که به تعبیر خود دکتر محدث &quot;بدون اغراق، مهمترین کتاب تاریخی جغرافیایی سرزمین پهناور ایران است&quot;(3) شایان ذکر است که کتاب مزبور از عظیم‌ترین پروژه‌های تحقیقاتی اعتمادالسلطنه بوده‌است که با حمایت مستقیم ناصرالدین شاه قاجار جامه عمل پوشیده‌بود.&amp;nbsp;البته، این فقط کتاب عظیم مرآة‌البلدان اعتمادالسلطنه نیست که در حصار تنگِ تنگ‌نظری‌ها محصور مانده‌است بلکه کتاب دیگر وی در حوزه تاریخ با عنوان #دررالتیجان_فی_تاریخ_بنی_الاشکان نیز کمابیش سرنوشت مشابهی پیدا کرده‌است. هرچند برخلاف کتاب قبلی، این کتاب یکی دوبار در ایران چاپ شده‌است ولی در شرایطی که کتاب‌هایی به مراتب نازل‌تر از آن، از سوی نهادهای مختلف دانشگاهی و غیردانشگاهی همه روزه مورد تدریس، ارجاع و حتی تبلیغ قرار می‌گیرند، کتاب مزبور از سوی همه این نهادها با #بایکوت کامل مواجه شده است.دلیل این بایکوت هم کاملاً مشخص است: در کشوری که هنوز هم نه تنها مردم عادی بلکه پژوهشگران هم فرق #تاریخ و #افسانه را نمی‌دانند. در کشوری که معلمان تاریخش هنوز هم که هنوز است بدون هیچ گونه استناد تاریخی، افسانه خیالی و موهوم ورود #آریایی‌ها به ایران و تقسیم آنها به سه دسته # ماد، #پارس و #پارت را مطرح می‌سازند، مرحوم اعتمادالسلطنه سال‌ها پیش با استناد به منابع دست اولی همچون تاریخ #ژوستین نشان داده که پارت‌ها (اشکانیان) نه تنها آریایی نبودند بلکه از تبار #سکاها و #ترکان بوده‌اند و این است تنها دلیل بایکوت آثار او.&amp;nbsp;🔖&amp;nbsp; 1،2،3: رسائل اعتمادالسلطنه، انتشارات اطلاعات،&amp;nbsp;</description>
<pubDate>Sat, 06 Oct 2018 08:50:55 +0330</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/79688</guid>
</item>
<item>
<title>اوءزومدن اوءزومه شیکایت : بختیار وهابزاده</title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/78677</link>
<description>بیرزمان روسجا ایدی رکلام(آگهی ها) – ایشیقلار(تابلوها)ایندی انگلیسجه دورتولور گوءزهایتینده دیلینه حوءرمتیمیز وارتکجه اوءز دیلیمیز یارامیر بیزه&amp;nbsp;********************************************************اوءزگه یه اطاعت اوءزونه ریشخندبلکه بو میلتین فیطرتینده دیر*********************************************************هانی&amp;nbsp;دده لرین یوردو او یئرلرزمان دارا چکیر سیناییر بیزیقویوب قاچدیغیمیز اولو قبیرلرباخیب آرخامیزجا قینییر بیزیمیلت ذلیل اولدو مملکت تالانگئتدی الیمیزدن اختیاریمیزقصدن سیندیریلدی اجداد دان قالانبیگ – خان غروروموز شاه وقاریمیزاوچماق ساییلیرمیش یئرده سورونمکمنلیک آرزوموزا گیرو قویولموشبویوکلر اوءنونده جوجه یه دونمکایندی لاپ عادیجه بیر وردیش اولموشبیز هاردان اوءیرندیک تورپولنمه یییوموشاقی ائیدیریب برکه ائییلدیکداغلارین اوءنونده موما دوءنمه ییداغا اوجالماقین تک بولو بیلدیکدیواری تملدن چپ هوءرنله ریکصاباحی نه دویان نه گوءرنلریکگله نی چپیک له قارشیلادیقجاگئده نی تپیک له اوءتورنلریکلیاقت – متانت سیخیلدی کنجهیاشاماق نامینه یاشادیقجا بیزغرور معده میزده اریدیلینجهاوءرکدن یوخاری قاخدی معده میزگذران نامینه بوغولدو گئرچکیالانا ال چالدی شرفده شاندابیگ – خان غروروموز یولچو پایی تکپایلاندی دیدرگین چادیرلارینداگئدن تورپاقلاری قایتارماق اوچونساواشا بیلمه دیک صلحه اوءیوندوکبابامیز قوردیدی آنجاق بیز بو گوناللردن اوت یئیه ن قوزویا دوندوکنه ایله بیته جک بو دردین سونوبونو دئیه دئیه درده بوغولدوخپاپاغی باشلاردا چالان اوغلونوبوخسا قبیریستاندا گوءزله ین اولدوخنفتین قوخوسونو گئندن آلینجاتازا اجنبیلر وطنه دولدووطن اوغول لاری قازانج دالینجااوءزگه قاپلاردا دیدرگین اولدویئنه ثروتیمیز پایلاندی یم یئربیزیم سایه میزده یاد سایه لندیدوللارین گوجونه تازا گلمه لرگوءزل منزیل لرده کیرایه لندیبیرزمان روسجا ایدی رکلام – ایشیقلارایندی انگلیسجه دورتولور گوءزهایتینده دیلینه حوءرمتیمیز وارتکجه اوءز دیلیمیز یارامیر بیزهبیلمه دیک کسیلیب ایل لرله بند- بندشرمیز نه ایمیش – خیرمیز نه دیراوءزگه یه اطاعت اوءزونه ریشخندبلکه بو ملتین فیطرتینده دیرقورخونج یوخولاری دوروتمالیکنچوءزوب معناسینی ترسینه یوردوخایت هورن طرفه اوءز توتمالی ایکنایشیق گله ن یئره گئتدیک – اوتوزدوخباتدی بو داغلاردا دوزلر – تمیزلرایریلر یئنه ده اوزده گوءروندویئنه یالان سوئزلر- بویالی سوءزلرگئرچه یین اوءنونده کیرشانا دوندوبیزیم دردیمیزه شاهیدسن اوءزونمگر بس دئیلمی بونلار ایلاهیسندن اودوموزا سو دیله مکدندیلیمیز باغلادی قابار- ایلاهیدیزلریم بوکولموش بئلیم ائییلمیشغروروم آلچالمیش حاققیم یئیلمیشهئچ دئمه هئچ کسه گرک دئیلمیشلیاقت – دیانت – ووقار ایلاهیاوزاق بیر آدامی ساحیل بیلمیشیکعاقیل ده ده میزی جاهیل بیلمیشیکاوءزگه نین شامینی قندیل بیلمیشیکبیزی اوءزوموزه قایتار ایلاهی</description>
<pubDate>Mon, 06 Aug 2018 20:30:50 +0430</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/78677</guid>
</item>
<item>
<title>سخنی با وژیر آموزش و پرورش </title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/78513</link>
<description>به زبان محلی گفتن وزیر آموزش و پرورش دقت کنید و&amp;nbsp; با آذری زبان گفتنش کاری نداریم با خط قرمزش هم کاری نداریم&amp;nbsp;وقتی خودش اذعان میکند که بچه ها با زبان مادریشان راحتتر درک میکنند و بعد از آن میگوید این خطرناک است!!!چه خطری؟! آیا مدرسه صرفا برای یادگیری زبان فارسیست یا برای یادگیری و ‌پیشرفت علمی و پیشرفت آینده مملکت با علم و تحصیل است؟! پیشرفت علمی مملکت مهم است یا زبان فارسی؟!!وقتی خودتان میدانید زبان مادری وسیله ی ارتباطی راحت تر برای بچه های غیر فارس است چرا اصرار دارید فارسی را خط قرمز اعلام کنید؟!!!و فارسی را وسیله ی وحدت ملی به بهانه وحدت ملی به مردم گوشزد کنید؟! تمامی زبانها در ایران وسیله وحدت ملی هستند و خواهشا فارسها که اگر واقعا آن چیزی که به خاطر ایران است میگویند درست است، از&amp;nbsp; زبان مادری خود مایه گذاشته و برای این وحدت ملی ، زبان تورکی را وسیله ارتباط کنید و این همه که سنگ وحدت ملی را با این بهانه به سینه میزنید تورکی را وسیله وحدت ملی کنید تا هم حرف و حدیثها برداشته شود و هم به وحدت ملی کمک کنید . در غیر اینصورت پس به تمامی زبانها به دور از هر بهانه ای احترام گذاشته و فارسی را ایرانی و غیر فارس را غیر ایرانی و ... معرفی نکنید !و حداقل به اصل ۱۵ قانون اساسی کشور احترام بگذاریداین چه وحدت ملی است که به بهانه رسمی بودن زبان فارسی ایران را به دنیا پارس ، به جام جهانی، کشور پارس و تاریخ را پارس ، بزرگان را پارس و ... در کتابها وارد کرده اید و تورک و عرب و ... به بچه های مردم وحشی و بی تمدن و بی تاریخ و ... غیره معرفی میکنید؟!کجای این کار وحدت ملیست؟! مگر زمان رضا خان است که سیاستهای آن ملعون و دست اندکارانش را ادامه میدهید ؟! این حرفها و این کارها را که رضا خان هم کرده بود!!!زبان محلی چه صیغه ایست؟! زبان ما محلی نیست و جز اصلیترین زبانهایی است که فارسی از آنها یعنی ( عربی و تورکی) تشکیل یافته و چگونه میتواند زبان محلی شود؟! مگر اینجا جنگلهای آفریقاست که قبیله باشیم و اسمش را محلی بگذارید؟!</description>
<pubDate>Tue, 24 Jul 2018 19:51:04 +0430</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/78513</guid>
</item>
<item>
<title>تحقبر شدگان تاریخ - نقل از کانال تلگرامی : اویان  زنگان </title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/77397</link>
<description>💥تحقیر شدگان تاریخ - محسن سعادت&amp;nbsp;🔹چند وقتی می‌شود که می‌خواستم تحت این عنوان چیزهایی بنویسم. می‌خواستم حالات روحی و روانی کسانی که خود تورک هستند اما #فارس_تر_از_فارس از زبان و تاریخ فارس‌ها دفاع می‌کنند تا جایی که برای این کار هر کاری لازم باشد می‌کنند. (رجوع شود به تویت سالار سیف الدینی که گفت: اگر فکر می‌کنید ما با چند توئیت عقب‌نشینی می‌کنیم در اشتباه اید. برای حفظ ایران «هرکاری» لازم باشد انجام می‌دهیم. اگر لازم بود خود رئیس جمهور را هم می‌آوریم تا همین حرف‌های ما را تکرار کند.)🔹به این فکر می‌کنم که افرادی مثل سالار سیف الدینی و پدر معنوی محفل آنها جواد طباطبایی وقتی با یک پانفارسیست می‌نشینند و علیه تورک‌ها برنامه‌ریزی می.کنند چه حسی دارند؟ حتی حس طرف مقابل یعنی پانفارسیست هم برایم جای سئوال است. آیا یک پانفارسیست چه قدر به این افراد اعتماد دارد؟ آیا در درون خود این سؤال را نمی‌پرسد که جناب سیف الدینی و یا طباطبایی شما برای زبان و هویت خود چه کرده‌اید که می‌خواهید برای ما کاری کنید؟ آیا به چنین افرادی چقدر می‌توان اطمینان کرد که هویت خود را می‌فروشند.&amp;nbsp;🔹حکایت چنین افرادی حکایت آن فردی است که در میدان جنگ به صف دشمن می‌پیوندد و برای آنها نقشه راه می‌کشد. این افراد همیشه در تاریخ تحقیر شده‌اند. درک یک پانفارسیست برایم آسانتر از درک چنین افرادی است. یک پانفارسیست برای بقای هویت خود مجبور به تحریف تاریخ من و تحقیر هویت من و سرکوب اعتراض من است. او می‌داند که بودن من برایش مشکل بقا دارد. زیرا زبانش از زبان من قوی نیست. تاریخش ساختگی است و هزار سال زیر حکومت تورک‌ها زندگی کرده است.&amp;nbsp;🔹اما به نظرم افرادی که آسیمیله شده‌اند و بیشتر از یک فارس علیه تورک‌ها می‌جنگند مشکل دیگری دارند که می‌تواند مشکلی روحی روانی باشد. یا یک تجربه‌ی تلخ در زندگی‌شان آنها را به آغوش پانفارسیزم کشانده است. هر چه هست چنین افرادی روزی از آنجا رانده و از اینجا مانده خواهند بود و نامشان بعنوان تحقیر شدگان تاریخ به ثبت خواهد رسید.😐</description>
<pubDate>Mon, 23 Apr 2018 20:18:24 +0430</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/77397</guid>
</item>
<item>
<title>تشکیک در اسم آذری : محمد اردم (۱و۲)</title>
<link>http://azarad.arzublog.com/post/77206</link>
<description>اطلاق آذری به قوم خاصی، حتی در رساله کسروی(آذری یا زبان باستان آذربایجان) هم وجود ندارد. تصور می‎کنم که این تحول بسیار متأخرتر باشد. ممکن است نطفۀ این ایده، در دهه ۱۳۳۰ هجری شمسی منعقد شده باشد. زیرا که در مطالب نشریات و کتب ۱۳۲۰ هم این تعیبر را مشاهده نکرده‎ام. آذری به عنوان مترادف آذربایجانی باید متأخرتر از همه باشد و ناشی از استراتژی امتناع و اجتناب از اطلاق عنوان ترک به مردم آذربایجان. اگر مردم آذربایجان ترک نیستند و ترکی زبان‌اند(البته با اندکی تخفیف یعنی قبول ترکی بودن زبانشان) باید اسمی می‌داشتند. کشف کسروی این راه را هموار کرد</description>
<pubDate>Wed, 18 Apr 2018 08:49:51 +0430</pubDate>
<guid>http://azarad.arzublog.com/post/77206</guid>
</item>

					</channel>
</rss>
